هیچهایک چیه و چرا هیچهایکر شدم؟!

اولین هیچهایک

هیچهایک کجا و من کجا؟!

اولین بار توی فیلم‌های هالیوودی با مفهوم هیچهایک آشنا شدم. کسایی که بهشون هیچهایکر می‌گفتن، با کوله‌های بزرگی که چادر و باقی وسایلشون بهش وصل بود کنار جاده می‌ایستادن، دستشون رو با علامت خاصی جلوی ماشین در حال عبور تکون می‌دادن و به این طریق بدون این که پول بدن، با ماشینی که مسیرش باهاشون یکی بود، می‌رفتن. همین برای من خیلی جذّاب بود امّا هیچ وقت فکر نمی‌کردم یه روز هیچهایکر بشم. با خودم می‌گفتم اینا همه‌ش مال اون وره. اینجا بخوای تکون بخوری از جات باید پول بدی. مگه می‌شه کسی سوارت کنه و ازت پول نگیره؟!
اینجوری شد که هیچهایک صرفاً تبدیل شد به یه چیز باحال توی ذهنم. مثل زحل، که خیلی قشنگه و خیلی دلم می‌خواد از نزدیک ببینمش امّا می‌دونم که هیچ وقت قرار نیست چنین اتّفاقی بیفته.

۶ ماه پیش توی شبی که با حمید وسط جنگل تاریک و بدون چراغ گیر کرده‌بودیم، یه وانت به دادمون رسید و ما رو بدون این که ازمون پول بگیره رسوند به شهر. به این ترتیب اوّلین هیچهایک ناخواسته‌مون رو انجام دادیم. چند ماه گذشت تا این که با رسول تصمیم گرفتیم بریم الموت و کل مسیر رو هیچهایک کنیم. رسول هم مثل من تجربه‌های نصفه و نیمه‌ای داشت امّا در عمل برای جفتمون این اوّلین هیچهایک محسوب می‌شد. در مورد الموت و اولین هیچهایکم اینجا نوشته‌م. فوق‌العاده بود. واقعاً یک تجربه‌ی جدید بود. انگار خود زحل با تمام غیر قابل دسترسی بودنش جلوی چشمم بود. الموت، و بهتر بگم، هیچهایک به الموت، و با تقریب خیلی خوبی هیچهایک، یکی از نقاط عطف زندگی من بود. طولی نکشید که هیچهایک دوم و سومم رو هم به تورکمن‌صحرا و شمال خراسان انجام دادم و از اون به بعد خودم رو هیچهایکر قلمداد می‌کنم.

حالا با همه‌ی این تفاسیر، هیچهایک یعنی چی؟

“ما ایرانگردیم. در واقع کوله‌گردیم. کوله‌گردی یعنی این که وسایل ضروریمون رو می‌ریزیم توی این کوله و راهی جاده می‌شیم. وسایلی مثل یه مقدار غذا، آب، لباس، چادر و کیسه خواب. جاده‌ها رو اینجوری با ماشینای گذری سوار می‌شیم و شبا هم هر کجا که خواستیم، می‌مونیم و کمپ می‌زنیم.”
سوار هر ماشینی که می‌شیم، هیچهایک رو اینجوری تعریف می‌کنیم. اوایل نگران قضاوت راننده‌ها در مورد سبک سفرمون بودیم امّا بعد از چندتا ماشینی که سوار شدیم و به اصطلاح هیچهایک کردیم، دیدیم که برای هر کسی که توضیح می‌دیم، خیلی از مدل سفرکردنمون خوشش میاد.

حالا چرا هیچهایک؟

تا اینجا متوجّه یکی از خوبیای هیچهایک شدی:

با جیب خالی سفر کن

بخش قابل توجّهی از هزینه‌های مسافرت، مربوط می‌شه به کرایه‌ی ماشین یا بلیط هواپیما. ما توی اولین هیچهایکمون، یک قرون بابت کرایه‌ی ماشین پول ندادیم و اگر ما تونستیم، شما هم می‌تونید.

هیچهایک

آدم ها رو دریاب

سفرهای قبلی من چطور بود؟ معمولاً با خانواده می‌رفتیم به یه شهر و در طول زمان اقامتمون سعی می‌کردیم با کمتر کسی خارج از خانواده در ارتباط باشیم، مبادا کسی آرامش خانوادگیمون رو به هم بزنه. اون وقت با خیال راحت مشغول تماشای در و دیوار شهر مورد نظرمون می‌شدیم (کوه، جنگل، صحرا و دریا هم از نظر من توی دسته‌ی در و دیوار قرار می‌گیرن).
این جوری نصف جذابیت‌های مقصد رو از دست می‌دادیم: “آدم‌ها”. آدم‌هایی که درست مثل طبیعت، از هر منطقه به منطقه‌ی دیگه با هم فرق می‌کنن.
توی اولین هیچهایکم فهمیدم که قضیه چیه. هیچهایک، سفر آدم‌ها ست. فرقش با سفرهای قبلی اینه که نه تنها در و دیوار مقصد رو تماشا می‌کنی، که با آدم‌های جایی که داری می‌ری هم ارتباط برقرار می‌کنی، باهاشون هم کلام می‌شی، از زندگی‌های هم باخبر می‌شید و دوست‌های خوبی پیدا می‌کنی. توی اوّلین هیچهایکمون با نزدیک ۲۵ نفر آدم جدید آشنا شدیم. راجع به هر کدومشون حداقل یه خط می‌تونم بنویسم. راجع به بعضی‌ها هم صفحه‌ها. با هر کس جایی بشینم، ساعت‌ها خاطره برای تعریف‌کردن دارم. خاطره‌هایی که اگه سفر نبود، در واقع اگر هیچهایک نبود، هیچ خبری ازشون نبود.

از چیزایی که بالا گفتم باید متوجّه یک ویژگی دیگه هم شده‌باشید:

هیچهایک، روزمرّگی رو می‌شوره و می‌بره!

صحبت راجع به هیچهایک به اینجا ختم نمی‌شه. حداقل باید دو سه تا مقاله‌ی دیگه در مورد هیچهایک بنویسم. امّا نوشتن مقاله‌های بعدی رو موکول می‌کنم به یه زمان دیگه. شما راجع به هیچهایک چی فکر می‌کنید؟ دوست دارید تجربه‌ش کنید؟ نگرانیاتون در مورد این سبک سفر چیه؟ می‌تونید توی کامنت‌ها سوالاتتون رو بپرسید تا من علاوه بر جواب دادن بهشون، توی مقالات بعدیم راجع بهشون بنویسم.

اینا رو هم بخون

۳ دیدگاه

  1. تو ایران به جنسیتم خیلی ربط داره.مثلا یه دختر چه جوری کنار خیابون واسته منتظر ماشین؟! یا خانواده های ایرانی چه جوراکثریتشون این اجازه رو میدن؟!

    1. این رو قبول دارم که کار دخترها یه خرده سخت‌تره توی این قضیه. شاید بیشتر از یه خرده! امّا دخترهایی هستن که با وجود تمام این‌ها، دارن این کار رو انجام می‌دن. پیشنهاد می‌کنم این پستم رو که در همین مورد نوشته‌م بخونی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *